من «را» هستم. در عشق و نور خالق بیکران به شما درود می‌فرستم. اکنون ارتباط ما برقرار است.

می‌شود ابتدا تجویزی از وضعیت ساز داشته باشید؟

من «را» هستم. در این زمان ساز به شدت در راستای ضعفِ همتافت‌های فیزیکی و ذهنی تحریف شده و به واسطه‌ی این فرصت، تحت حمله‌ی روانی است.

آیا بهتر است که همین حالا تماس را قطع بکنیم؟

من «را» هستم. این کاملاً به تشخیص خودتان بستگی دارد. ساز مقداری انرژی دارد که منتقل شده و برای این کار فراهم است. به دلایلی که ذکر شد، مقدار این انرژی زیاد نیست.

اگر بخواهید که در این جلسه سوالات بیشتری از ما بپرسید، همچون همیشه از این ساز محافظت می‌کنیم. ما حس می‌کنیم که شما از پارامترهای موجود آگاهید و نیازی نیست که جزئیات بیشتری ذکر شود.

در این صورت می‌پرسم که شکل هرم چگونه عمل می‌کند؟

من «را» هستم. گمان می‌کنیم که می‌خواهید درباره‌ی اصول مربوط به اشکال، زوایا و نقاط تلاقی در هرم جیزه بدانید.

در واقع شکل هرم عمل نمی‌کند. این شکل تاثیری ندارد. این شکل آرایشی است برای اینکه انرژیِ صعودیِ مارپیچ نور، حین استفاده‌ی همتافتِ ذهن/بدن/روح، متمرکز و همچنین پخش شود.

ماهیت مارپیچ نور چنان است که میدان‌های مغناتیسیِ فرد را تحت تاثیر انرژی مارپیچ قرار می‌دهد. اَشکالی معین نقشِ به عبارتی اتاق پژواک1 یا عاملِ تشدیدکننده را برای پرانای مارپیچی-آنطور که بعضی‌ها این تحریفِ همواره حاضر و اولیه از خالق یکتای بیکران را نامیده‌اند-ایفا می‌کنند.

اگر هدف تشدید این الزام باشد که اراده‌ی خودِ فرد نورِ درونی را فرا بخواد و از طریقش با شدت‌یافتگیِ انرژیِ مارپیچِ نور منطبق شود، او در آن قسمتی از این شئ مُشَکَلِ بخصوص جای داده خواهد شد که اتاق ملکه نامیده‌اید. این مکانِ نوزایی و جایی برای احیا شدن است.

مکانِ تعادل‌بخش که مارپیچِ نور را در حرکتش نمایانگر است، موقعیت مناسبی است برای فردی که قرار است درمان شود، چرا که در این موقعیت، جریانِ طبیعیِ همبست‌های مرتعشِ مغناتیسیِ فرد منقطع می‌شود. بنابراین پیچشی از امکان/احتمال حاصل می‌آید یا به عبارتی شروعی تازه به فرد داده می‌شود تا او شاید تصمیم بگیرد که آرایشی کمتر انسداد یافته، کمتر تحریف شده یا کمتر تضعیف شده را برای تحریفاتِ مغناتیسیِ مراکز انرژی‌اش برگزیند.

کارکرد درمانگر و کریستال نمی‌بایست بیش از حد مورد تاکید باشد، چرا که لازم است قدرتِ انقطاع، به نوعی با هوشمندیِ تناسخ یافته کنترل شود. این از نوعِ هوشمندیِ کسی است که الگوهای انرژی را تشخیص می‌دهد، کسی که بی هیچ قضاوتی انسدادات، ضعف‌ها و دیگر تحریفات را تشخیص می‌دهد؛ کسی که قادر است طوری تصویرسازی کند که از طریق انتظامِ خود و کریستال، دگر-خودِ تحریف شده را درمان کند.

دیگر اشکالی که هلالی، طاقدار، قوسی، مخروطی و به شکلِ خیمه‌هایتان هستند، همانند شکل هرم می‌توانند نور مارپیچ را تشدید کنند. غارهای سیاره‌تان، از آنجایی که شکلی مدور دارند، مکان‌هایی سرشار از قدرت هستند.

می‌بایست خاطرنشان شود که این اشکال بسیار خطرناک هستند. ما بسیار خوشنودیم که فرصت یافته‌ایم تا موضوعِ اشکالی چون هرم را بسط دهیم، چرا که به عنوان بخشی از افتخار/وظیفه‌مان، می‌توانیم عنوان کنیم که سوءاستفاده‌های زیادی از این اشکال منحنی می‌شود؛ چرا که اگر محلِ قرارگیری و نیات موجود نامناسب باشند یا فردی کریستالی شده حاضر نباشد تا به عنوان کانال برای کار درمان عمل کند، در مواردی ممکن است فردی که حساس است، به جای کمتر تحریف شدن، بیشتر تحریف بشود.

همچنین می‌بایست اشاره شود که مردمتان غالباً منازلی مربع شکل یا گوشه‌دار می‌سازند، چرا که این اشکال قدرت را متمرکز نمی‌کنند. بعلاوه می‌بایست اشاره شود که طی بسیاری از دوره‌ زمانی‌های سال‌هایتان، سالکِ معنوی جویای اشکال مدور، منحنی و قله‌دار بوده که جلوه‌هایی از قدرت خالق هستند.2

آیا زاویه‌ای در رأس هرم هست که برای درمان بیشتری کارایی را داشته باشد؟

من «را» هستم. بار دیگر به منظور حفظ انرژی ساز، فرض می‌کنیم که مقصودتان اشاره به مناسب‌ترین زاویه در راس هرم برای کار درمان است. اگر شکل آنقدر بزرگ باشد که یک همتافتِ ذهن/بدن/روح را در موقعیتِ مناسب برای خنثی‌سازی در بر بگیرد، زاویه‌ی´18 °76 درجه تقریبا برای درمان مفید و مناسب است. اگر موقعیت تغییر کند، ممکن است زاویه نیز تغییر کند. بعلاوه، اگر درمانگر قادر باشد که تحریفات موجود را با تشخیصی کافی دریافت کند، می‌توان آنقدر موقعیت افراد را درون شکل هرم جابه‌جا کرد تا نتایج حاصل شوند.

با این حال ما این زاویه‌ی بخصوص را مفید یافتیم. دیگر همتافت‌های حافظه‌ی اجتماعی یا بخش‌هایی از آنها، زوایای دیگری را در راس هرم تعیین کرده‌اند که مناسب کاربردهایی غیر از درمان و مربوط به یادگیری است. وقتی برای درمان با اشکال مخروطی یا به عبارتی سیلو شکل اقدام می‌شود، می‌توان متوجه شد که انرژیِ مناسب برای درمانگری، الگوی کلیِ مدوری دارد که خاص هر شکل و تابعِ عرض و ارتفاع آن بوده و در مورد اشکال مخروطی، تابعِ رأس آن است. در این گونه موارد، زاویه‌ای در گوشه‌ها وجود ندارد و انرژی مارپیچی می‌تواند با حرکتی دَوَرانی عمل کند.

فرضیه‌ای را مطرح می‌کنم و شما می‌توانید تصحیحش کنید. من به شکل شهودی می‌بینم که انرژی مارپیچیِ هرم جیزه، حین عبور از درون اتاق پادشاه پخش می‌شود و در ادامه در اتاق ملکه دوباره تمرکز می‌یابد. حدس می‌زنم که پخش شدن این انرژی در اتاق پادشاه به صورت طیفی از رنگ، یعنی از قرمز تا بنفش، دیده می‌شود و حدس می‌زنم که در فردی که قرار است درمان شود، مراکز انرژی می‌بایست دقیقاً با این طیف همتراز باشند تا رنگ‌های طیف با مراکزِ گوناگونِ انرژی منطبق شوند. می‌توانید این بیان را تصحیح کنید؟

من «را» هستم. می‌توانیم این بیان را تصحیح بکنیم.

می‌شود لطفاً این کار را بکنید؟

من «را» هستم. انرژی مارپیچی در نقطه‌ی عبور از اتاق پادشاه شروع به پخش شدن می‌کند. با این حال- گرچه مارپیچ‌ها همچنان همدیگر را قطع کرده و به شیوه‌ای دو برابر چرخشی، در رأسِ هرم باز و بسته می‌شوند- انتشار یا قدرتِ انرژی‌های مارپیچی، از رنگ قرمز تا بنفش، در زمینه‌ی قدرت کاهش یافته و در زمینه‌ی انتشار افزایش می‌یابد، تا جایی که در قله‌ی هرم تفکیکی بسیار ضعیف از رنگ‌ها موجود خواهد بود که برای اهداف درمانی مفید است.

بنابراین موقعیت اتاق پادشاه از این نظر انتخاب شده تا اولین پیچش پس از شروعی متمرکز از طریق موقعیت اتاق ملکه باشد. می‌توانید زاویه‌ی انکسار را خلافِ زاویه‌ی هرم تصور کنید، هر چند که این زاویه پهنای کمتری نسبت به زاویه‌ی موجود در رأس هرم دارد و بسته به ریتم‌های گوناگونِ خودِ سیاره، بین 33 تا 54 درجه است.

با این اوصاف تصور می‌کنم که اگر زاویه‌ی مد نظرم را از پایه‌ی اتاق ملکه شروع کنم و از آن نقطه زاویه‌ای 33 تا 54 درجه‌ای در نظر بگیرم، نیمی از این زاویه کنارِ خطِ مرکزیِ اتاق پادشاه می‌افتد و انتشار طیف نور را نشان می‌دهد. یعنی اگر از نقطه‌ای در سطح اتاق ملکه شروع کنیم و مثلا زاویه‌ای 40 درجه داشته باشیم، طیف نوری در زاویه‌ی 20 درجه‌ای به سمت چپِ خطِ مرکزی اتاق پادشاه منتشر شده و از درون اتاق پادشاه می‌گذرد. درست است؟

من «را» هستم. این آخرین سوال بلند در این جلسه خواهد بود.

درست است که نیمی از زاویه‌ای که ذکر شد، از داخلِ موقعیتِ اتاق پادشاه می‌گذرد. این فرض نادرست است که اتاق ملکه بنیان این زاویه است. بنیان این زاویه از جایی بین موقعیت اتاق ملکه به پایین تا سطح اتاقی است که ارتعاشات را یکی می‌کند و نقطه‌ی تعادل‌بخش برای کار درمان است. اختلافِ موجود تابعی از جریاناتِ مغناتیسیِ سیاره است.

موقعیت اتاق پادشاه طوری طراحی شده تا فارغ از نقطه‌ی آغازین زاویه، با قوی‌ترین مارپیچِ جریانِ انرژی تلاقی کند. با این حال همچنانکه این جریان از موقعیتِ اتاق ملکه عبور می‌کند، انرژیِ مارپیچ همواره متمرکز و در قویترین مرحله‌اش است.

آیا در این زمان سوال کوتاهی هست که ما به آن پاسخ بدهیم؟

فقط می‌پرسم که کاری هست بکنیم تا ساز راحت‌تر باشد یا تماس بهتر شود؟

من «را» هستم. همه چیز خوب است. با این حال هشیاری نسبت به محدودیت‌های ساز مناسب خواهد بود. ما حس می‌کنیم که همترازی زوایا در این زمان ممتاز است.

من «را» هستم. شما را در عشق و در نور خالق یکتای بیکران ترک می‌کنم. پس شادمانه در قدرت و آرامش خالق یکتای بیکران به پیش روید. آدُنی.


  1. echo chamber 

  2. برای مشاهده دیاگرامی از سه مارپیچی که درون هرم و به واسطه‌اش عمل می‌کنند، کتاب مجموعه منابع را ببینید.