من «را» هستم. در عشق و نور خالق بیکران به شما درود میفرستم. اکنون ارتباط ما برقرار است.
میشود لطفاً در ابتدا تجویزی از وضعیت ساز داشته باشید؟
را
من «را» هستم. این ساز تحت یکی از شدیدترین حملات روانی است. این ساز به خوبی دوام میآورد که دلیلش انرژیهای حیاتیِ باز پُر شدهاش است و تحریفی در راستای حس قیاس که مردمتان حس شوخ طبعی میگویند.
این حمله طی دورهی کوتاهی از فضا/زمانتان، بالقوه مخلِ این تماس است.
آیا در کنار کاری که برای کاهش دادن این حمله میکنیم، کار بخصوصی دیگری هست که بتوانیم انجام بدهیم؟
را
من «را» هستم. هیچ کاری نیست که شما بتوانید بکنید و از این حمله بکاهد. درکِ ساز و کارِ حمله میتواند کمک باشد.
میتوانید ساز و کارش را بگویید؟
را
من «را» هستم. گروه اوریون نه به شکل مستقیم، بلکه تنها میتواند از طریق تحریفاتِ از پیش موجودِ همتافتهای ذهن/بدن/روح مداخله کند.
پس در این مورد این فرد خواست که شیئی سنگین را با یک دست بگیرد و این عمل که به غلط برآورد شده بود، باعث شد که یکی از اجزایِ ساختارِ استخوانی/عضلانیِ این ساز کج یا تحریف بشود.
کمک شما میتواند مفید باشد اگر از ساز حمایت کنید تا به شکل مناسبی به این تحریف رسیدگی کند. این معادل آن وضعیتی است که شما وضعیتِ پسا جراحی میگویید، یعنی وقتی هنوز استخوانها محکم جوش نخوردهاند. این ساز نیاز دارد هشیار باشد که دقت لازم است تا از چنین اعمالِ به غلط محاسبه شدهای پرهیز شود و کمکتان برای حفظ این وضعیتِ هشیاری، میبایست خاطرنشان و تشویق شود.
آیا مشخصا کاری هست که بتوانیم با انجامش مشکلی که ایجاد شده را برطرف کنیم؟
را
من «را» هستم. این اطلاعات بیضرر است، بنابراین ما آن را به اشتراک میگذاریم؛ هرچند از این نظر ناماندگار است که اصل را در بر ندارد، بلکه فقط اثرِ گذرای معینی را ارائه میکند.
ناحیهی مچ میبایست به شکل پیچشی-آنطور که این تحریف را میگویید- بسته شود و میتوان به مدت یک دورهی روزانه از آنچه گردن آویز میگویید، برای این سمتِ تحریف شدهی راستِ همتافتِ بدن استفاده کرد. در آن زمان علائم بیماری- آنطور که این تحریفات را میگویید- میبایست بازبینی شده، این کار تا هنگام برطرف شدنِ تحریف تکرار شود.
آن عملِ شفابخشی که هر یک از شما به تازگی فرا گرفتهاید، هر قدر که بخواهید، میتواند انجام گیرد.
میبایست خاطر نشان شود که یک کریستال فراهم است.
کدام کریستال را میگویید؟
را
من «را» هستم. کریستالِ معیوب اما موثری که بر انگشت دست راست این ساز قرار دارد.
میتوانید به من بگویید که چطور میتوان از آن کریستال برای این هدف استفاده کرد؟
را
من «را» هستم. این سوال بزرگی است.
شما به عنوان همتافتِ ذهن/بدن/روح، ابتدا از طریقِ تماس دادنِ نورِ درونی با درونریزهای مارپیچیِ صعودیِ نورِ کیهانی، خود را قطبیت یافته و متعادل میکنید. شما تمریناتی را انجام دادهاید تا فرایندهای دخیل در این کار را ساماندهی کنید. به تمریناتی رجوع کنید که به آمادهسازیِ وجودِ کریستالی شده مربوط هستند.
سپس کریستال را بگیرید و حس کنید که انرژیِ قطبیت یافته، بالقوه شده و متعادلتان، در امکانِ شفابخشیِ پرتوی سبز از درون وجودتان جاری میشود و به نظم و قاعدهی کریستالیِ نورِ منجمد که همان کریستال است، وارد شده و آن را فعال میکند. کریستال با نورِ توانیافتهی عشقِ تجسد یافته و با انرژیِ نور طنین انداز شده و به شیوهی تعیین شده شروع به تابیدن میکند، چنانچه در ارتعاشاتِ نورِ لازمه، انرژیِ شفابخش را به صورتِ تمرکز یافته و تشدید شده به سوی میدانِ مغناتیسیِ همتافتِ ذهن/بدن/روحی که قرار است درمان شود، برون میافکند. سپس فردی که چنین درمانی را طلب کرده، پوششِ سپرِ مرتعش که محافظِ پرتوی سرتاسریِ بنفش/قرمز است را میگشاید.
بدینسان میدانهای درونیِ مرتعش، از مرکزی به مرکز دیگر در ذهن، بدن و روح میتوانند موقتا قطع و بازتنظیم شده، به این ترتیب به فردی که قرار است درمان یابد، فرصتی ارائه میکنند تا همتافتِ درونیِ کمتر تحریف شدهای از میدانهای انرژی و روابط ارتعاشی را انتخاب کند.
آیا درمانگر باید کریستال را در دست راستش نگه دارد؟
را
من «را» هستم. نادرست است. دو ترکیبِ توصیه شده موجود است.
اول: رنجیرِ دورِ گردن تا کریستال در موقعیتِ فیزیکیِ مرکزِ انرژیِ پرتوی سبز قرار گیرد.
دوم: رنجیرِ آویزان از دست راست، کشیده شده به بیرون، پیچانده به دور دست تا چنان تاب بخورد که بر تنظیماتِ حساس اثر بگذارد.
ما این اطلاعات را به اشتراک گذاشته، میفهمیم که برای استفادهی کارآمد از این انرژیهای خود، تمرینِ بسیار لازم است. با این حال هر کدام از شما توانایی چنین کاری را دارید و این اطلاعات اگر به دقت دنبال شود، آنی نیست که ضرری برساند.
آیا اگر به جای کریستال معیوبی که حالا داریم، از کریستالی بی عیب استفاده کنیم، تاثیرش افزایش قابل ملاحظهای خواهد داشت؟
را
من «را» هستم. بی آنکه تلاش کنیم تا بپنداریم شما چه اولویتهایی را ممکن است برگزینید، میتوانیم خاطرنشان شویم که وجودِ فردی که پیکربندیاش تنظیم یا کریستالی شده، به اندازهی بیعیب بودنِ کریستالِ به کار رفته حیاتی است.
آیا اندازهی… اندازهی فیزیکیِ کریستال با تاثیرش در درمانگری ارتباطی دارد؟
را
من «را» هستم. در بعضی کاربردهایی که به شفای سیارهای مربوط است، این عامل مد نظر است. تنها پیش نیاز در کار با همتافتِ ذهن/بدن/روحِ فردی این است که کریستال با موجودِ کریستالی شده هارمونی داشته باشد.
در مورد کریستالی که به اطلاحتان تراش خورده است، شاید اندازه محدودیت کمتری باشد، چرا که لازم است نوری که از این کریستال میآید، عرضِ کاملِ طیفِ کسی که قرار است درمان شود را در بر بگیرد. همچنین میبایست خاطرنشان کرد که آب هم نوعی کریستال است که اثر میگذارد، هرچند در تراکم شما نمیتوان آن را به آسانی از یک زنجیر آویزان کرد.
اگر این ته این مداد را بر ناحیهی نافم بگذارم، آیا نوکش نشان میدهد که کریستال باید در کجا آویزان باشد تا پرتوی سبزِ مناسب را بگیرد؟ آیا جایگاه درست همین است؟
را
من «را» هستم. ما برآوردهایتان را انجام میدهیم. از 2 تا 5.4 سانتیمتر به سمت قلبتان مطلوب است.
پس به کمک این قطعه چوب موقعیت کریستال را بین کریستال و ناحیهی نافم مشخص میکنم. به نظرم سر این قطعه چوب موقعیت کریستال را نشان میدهد.
را
من «را» هستم. درست است.
درمانی که الآن دربارهاش به ما گفتید، چه ارتباطی با درمانی دارد که در هرم بزرگ جیزه و در اتاق موسوم به اتاق پادشاه انجام میگیرد؟
را
من «را» هستم. انجام این کار در چنین ترکیبی از اشکال و ابعاد دو مزیت دارد.
در وهلهی اول، گسست یا انقطاعِ موقتِ سپرِ بنفش/قرمز یا پوستهی محافظ خودکار انجام میگیرد.
در وهلهی دوم، نور به واسطهی نفسِ قرارگیری این جایگاه در هفت میزانِ مرتعشِ متمایزِ رنگ یا انرژی شکل میگیرد، لذا به انرژی این امکان را میدهد که از طریق فرد کریستالی شده، تمرکز یافته با کریستال، پالتِ مخدوش نشده یا به عبارتی دقیق ترسیم شدهی رنگ یا انرژی را هم در فضا/زمان و هم در زمان/فضا به شکلی بسیار آسان دستکاری کند.
به این ترتیب موجودِ بیسپر به سرعت میتواند بازتنظیم شود. این امر در برخی موارد مطلوب است، به خصوص وقتی که این سپر بیشترین بخش از احتمالِ تداومِ کارکردِ فعالیتِ همتافتِ بدن در این تراکم باشد. سپس میتوان مشاهده کرد که شوکِ ناشی از گسستِ موقتِ این ارتعاشِ سپری کمتر میشود.
ما این فرصت را غنیمت میشماریم تا به عنوان بعضی از آنانی که شکلِ هرم را آفریدند، اشاره کنیم که برای تحقق درمان، استفاده از این شکل به هیچ عنوان ضروری نیست، چرا که تقدمِ ارتعاش سبب شده که همتافتهای مرتعشِ همتافتهای ذهن/بدن/روحی که قرار است درمان شوند، نسبت به شوکِ گسستِ سپر کمتر آسیبپذیر باشند.
به علاوه همانطور که گفتهایم، اگر از تاثیرِ قدرتمندِ هرم، با امکانی که برای قطعِ موقتِ سپر دارد، بدون حضور فردی کریستالی شده، با نیتی نادرست یا به ترکیبی نادرست استفاده شود، میتواند موجبِ تحریفاتِ بیشتر در افراد شود که این شاید برابر با بعضی از مواد شیمیاییِ شما باشد که به شیوهای مشابه گسستهایی در میدانهای انرژی ایجاد میکنند.
آیا در حال حاضر هیچ استفادهی مفیدی از هرم میتوان داشت؟
را
من «را» هستم. اگر به دقت از آن استفاده شود، این گفته تصدیق آمیز خواهد بود.
هرم را میتوان برای بهبودِ حالتِ مراقبه استفاده کرد، تا زمانی که شکل هرم چنان باشد که فرد در موقعیت اتاق ملکه قرار داشته باشد یا افراد پیکربندی مناسبی حول این نقطهی مرکزی داشته باشند.
شکل هرمی کوچک که زیرِ قسمتی از همتافتِ بدن قرار گیرد، میتواند توان بیشتری به این همتافتِ بدن بدهد. این کار میبایست در فواصل کوتاه انجام شود، به نحوی که از سی عدد از دقیقههایتان بیشتر نشود.
کاربرد هرم در تعادل بخشیدن به انرژیهای سیارهای هنوز تا حد کمی عمل میکند، اما به دلیل تغییراتِ زمین، اهرام برای این کار دیگر خوب همتراز نیستند.
فردی که در موقعیتِ موسوم به اتاق ملکه قرار میگیرد، چه کمک یا مکانیسمی از کمک را برای مراقبه دریافت میکند؟
را
من «را» هستم. قطبیتِ همتافتِ ذهن/بدن/روح را در نظر بگیرید. نورِ درونی آن چیزی است که قلبِ وجودتان است. قدرتش برابرِ قدرتِ ارادهتان است برای جستنِ این نور. موقعیت یک گروه یا موقعیتِ متعادلِ یک گروه باعثِ تشدید شدنِ میزانِ این اراده، میزانی از آگاهی میشود که نسبت به نورِ درونی لازم است تا فرد نوری که مارپیچگونه از قطبِ مغناتیسیِ جنوبی به درونش جریان مییابد را به بالا جذب کند.
لذا این محلِ شروعِ نوزایی است، چون در حالیکه فرد شدیدتر میجوید تا با این نورِ ورودیِ خلوص یافته و متمرکز شده یکی شود، بسیاری از چیزها یا تحریفاتِ فرعیِ فرد او را ترک میکنند.
پس اگر قرار به استفاده از شکل هرم باشد، به نظرم باید آنقدر بزرگ ساخته شود که موقعیتِ اتاقِ ملکه به اندازهی کافی از موقعیتِ اتاقِ پادشاه دور باشد تا بتوان از موقعیتِ انرژیِ اتاق ملکه استفاده کرد، بدون آنکه موقعیتِ انرژیِ اتاق پادشاه یا دیگر موقعیتهای موجود در بالای اتاق ملکه تاثیر مضری داشته باشند.
را
من «را» هستم. اگر در این کاربردِ هرم، زاویهی رأس آن کمتر باشد، میتوان از شکل هرمی کوچکتر استفاده کرد، به نحوی که شکلگیریِ موقعیتِ اتاقِ پادشاه ممکن نباشد. همچنین اشکال زیر نیز در این کاربرد از هرم موثر هستند: سیلو، مخروط، طاق و خیمه.
آیا این اشکالی که ذکر کردید، هیچ کدام از تاثیراتِ مربوط به اتاق پادشاه را دارند یا اینکه فقط آثار اتاق ملکه را دارند؟
را
من «را» هستم. این اشکال تاثیرات اتاق ملکه را دارا هستند. میبایست خاطرنشان کرد که فردی که قویا کریستالی شده، فی الواقع همان موقعیتِ اتاقِ پادشاه است که میتواند جا به جا شود.
پس میگویید که در زمان فعلی برخورداری از تاثیر اتاق پادشاه مطلقا هیچ ضرورت، کاربرد یا فایدهای در تکامل سیارهی ما ندارد؟
را
من «را» هستم. اگر آنهایی که مایل بودند درمانگر باشند، ماهیتی کریستالی داشتند و تمام متقاضیان کسانی بودند که میخواستند تحریفِ کمتری داشته باشند، اهرام همچون همیشه مجموعه پارامترهایی با طراحی دقیق میبودند که نور و انرژی را پخش میکردند تا به کاتالیزورِ درمان کمک کنند.
با این حال ما دریافتهایم که مردمتان به قدر کافی در راستای میلِ به خلوص تحریف نشدهاند تا این هدیهی قدرتمند و بالقوه خطرناک به آنها داده شود. بنابراین توصیهی ما این است که از آن به هدفِ درمانِ سنتی در پیکربندیِ موسوم به اتاقِ پادشاه - که ما از روی سادگی به مردمتان ارائه دادیم و شاهد بودیم که کاربردش به شکل فاحشی تحریف شد و آموزههای ما از دست رفت- استفاده نشود.
چه زاویهای در رأس شکل خیمه برای استفادهی ما مناسب است؟
را
من «را» هستم. این به صلاحدید خودتان بستگی دارد. قاعدهی اشکالِ مدور، گرد و قلهدار چنان است که مرکز در آن به عنوان پیچهی نامرئیِ القایی عمل میکند. بنابراین طرحهای انرژی، مارپیچ و دورانی هستند. پس با خودتان است که انتخاب کنید چه ترکیبی خوشایندترین است. تاثیر این اشکال نسبتا ثابت است.
آیا تاثیر اشکال هرمی بر اساس موادی که برای ساختشان استفاده شده یا ضخامت مواد به کار رفته تغییر میکند؟ آیا فقط عامل هندسی این شکل مهم است یا اینکه عوامل دیگری هم دخیل هستند؟
را
من «را» هستم. آنطور که میگویید، هندسهی این اشکال و روابط موجود در پیکربندیشان بزرگترین عاملی است که مد نظر است. خوب است که از موادِ قلعدار یا سرب و دیگر فلزاتِ پایه پرهیز شود. چوب، پلاستیک، شیشه و موادِ دیگر، همه را میتوان مناسب در نظر گرفت.
اگر قرار باشد هرمی را زیر فردی قرار دهیم، این کار چطور باید انجام شود؟ آیا باید زیر تخت قرار گیرد؟ مطمئن نیستم فهمیده باشم چطور باید کریستال را «زیر فرد گذاشت» تا برای توان بخشیدن به او تنظیم باشد؟ میتوانید این را به من بگویید؟
را
من «را» هستم. فرض شما درست است. اگر اندازهی شکل مناسب باشد، میتوان آن را مستقیما زیر بالشت سر یا زیر تشکی گذاشت که همتافتِ بدن بر آن استراحت میکند.
بار دیگر هشدار میدهیم که اگر از سومین مارپیچ از نورِ تنظیمگرِ صعودی، یعنی آنی که از رأس هرم خارج میشود، بیش از حد استفاده شود، بیشترین آسیب را به فرد خواهد رساند و نمیبایست از آن طولانی مدت استفاده کرد.
ارتفاع یکی از این اهرام حدوداً به سانتیمتر چقدر باید باشد تا بهترین عملکرد را داشته باشد؟
را
من «را» هستم. این مهم نیست. تنها نسبتی که مهم است، نسبتِ ارتفاعِ هرم از پایه تا رأس است با محیطِ پایهی هرم.
این نسبت چقدر باید باشد؟
را
من «را» هستم. این نسبت میبایست 1.16 باشد که برایتان قابل مشاهده است.
منظورتان این بود که جمعِ چهار سمتِ پایه باید 1.16 از ارتفاع هرم باشد؟
را
من «را» هستم. درست است.
میتوانید بگویید منظورتان چه بود که گفتید اتاق ملکه محلی برای شروع نوزایی است؟
را
من «را» هستم. این سوالی بزرگ است. ما نمیتوانیم نوزایی را به معنای مشخصش تعریف کنیم، چرا که تحریفی در راستای این باور/درک داریم که فرایندی که بسیاری از سالهایتان پیش ارائه کردیم، فرایند متعادلی نبود.
با این وجود شما از مفهوم نوزایی آگاهید و میفهمید که لازمهاش این است که فرد بر جستجوی آفریدگار تمرکز یابد. ما امید داشتهایم که این ادراک را از طریق بیانِ شفافِ اصل یگانگی، یعنی بیان اینکه همه چیز همان آفریدگارِ یکتا است، متعادل کنیم. بنابراین جستنِ آفریدگار نه فقط در مراقبه و کارِ کاردانی معنوی، بلکه در همبستِ تجربیِ هر لحظه انجام میشود.
نوزایی در اتاق ملکه با ترکِ خود مربوط است، ضمنِ این خواسته که فرد به شناختِ کاملِ آفریدگار برسد تا نورِ نابشدهای که به درون جریان مییابد در سرتاسرِ مراکزِ انرژی کشیده شده، در پرتوی نیلی تلاقی کند و درگاهِ بیکرانیِ هوشمند را بگشاید. پس فرد حیاتِ حقیقی یا آنچه مردمتان رستاخیز میگویند را تجربه میکند.
شما همچنین گفتید که از هرم برای یادگیری استفاده میشود. آیا یادگیری هم همین فرایند را دارد یا تفاوتی بین این دو فرایند وجود دارد؟
را
من «را» هستم. تفاوتی وجود دارد.
این تفاوت در چیست؟
را
من «را» هستم. تفاوت در حضور دگر-خودهایی است که به هدفِ آموزش/آموختن در فضا/زمان- و پس از مطالعاتی چند در زمان/فضا تجلی مییابند.
کاملا متوجه نشدم که منظورتان چه بود؟ میتوانید دربارهاش بیشتر بگویید؟
را
من «را» هستم. این موضوع وسیعی است. لطفاً برای جزئیتر شدن، سوال را دوباره طرح کنید.
آیا منظورتان این بود که آموزگارانِ حاضر در ارتعاش یا تراکم شما میتوانستند در اتاق ملکه تجلی یابند و آن نوزادگان را آموزش دهند؟ یا اینکه منظور دیگری داشتید؟
را
من «را» هستم. در نظام ما تجربیات در موقعیتِ اتاقِ ملکه منفرد بودند. در آتلانتیس و آمریکای جنوبی آموزگاران در تجربیاتِ هرم سهیم شدند.
این فرایند آموزش، آموزش یا همان آموختن، چطور در هرم رخ داد؟
را
من «را» هستم. آموزش/آموختن و آموختن/آموزش همواره چگونه رخ میدهند؟
شکل هرمی که استفاده از آن امروزه خطرناک است، هرمی است چهار وجهی که آنقدر بزرگ هست که بتواند تاثیر اتاق پادشاه را ایجاد کند. آیا این گفته درست است؟
را
من «را» هستم. این گفته درست است، به علاوهی این درک که ویژگیِ هرمِ قدرتمند، زاویهی 76 درجه در رأس آن است.
پس گمان میکنم که تحت هیچ شرایطی نباید از هرمی استفاده کنیم که رأسش زاویهی 76 درجه دارد. درست است؟
را
من «را» هستم. این به تشخیص خودتان است.
سوال را دوباره طرح میکنم. گمان میکنم که زاویهی 76 درجه خطرناک است و سوالم این است که چه زاویهای کمتر از 76 درجه، اولین زاویهای است که این تاثیر خطرناک را ایجاد نمیکند؟
را
من «را» هستم. گمانتان درست است. زاویهی کمتر میتواند هر زاویهای کمتر از 70 درجه باشد.
متشکرم. میخواهم ادامه دهم و سوالات بیشتری دربارهی هرم بپرسم. اما [نام] سوالی دارد که در اینجای جلسه میپرسم. میتوانید مفهوم فضا/زمان و زمان/فضا را بسط دهید و اینکه چطور میتوانیم از این، یعنی از مفهوم این چیزها گذر کنیم؟ و در کدام سطح تراکمی این مفاهیم دیگر تاثیری بر فرد ندارند؟]
را
من «را» هستم. این آخرین سوال کامل در این جلسه خواهد بود. این ساز کمی انرژی حیاتی باقی دارد. با این حال ما متوجه تحریفاتِ فزایندهی همتافتِ بدنش در راستای درد هستیم.
فضا/زمان و زمان/فضا مفاهیمی هستند که به ریاضیترین شکلِ ممکن، روابط موجود در وهمتان را توصیف میکنند: رابطهی آنچه مرئی است با آنچه نامرئی است. این اصطلاحاتِ توصیفی ناشیانه هستند. با این حال برای این کار کفایت میکنند.
در تجربههای مربوط به جستجوی باطنی برای رسیدن به وحدت، هیچگاه نیازی به لحاظ کردن اینها نیست، چون فقط بخشی از نظامی وهمی هستند. سالک جویای یگانگی است. این یگانگی، همانطور که گفتیم، توسط خودی جستجو میشود که متعادل شده و خود را قبول کرده و هم از تحریفاتِ آشکارش آگاه است و هم از کمالِ کاملش.
با آرامش در این آگاهیِ متعادل، فرد سپس خود را به روی کیهان میگشاید که همو اوست. سپس میتوان انرژیِ روشن و سبکی که در همه چیز هست را به واسطهی این جستجوی شدید جذب کرد و هر جا که این کاوش درونی با پرانای کیهانیِ جذب شدهی برخورد کند، تحقق یگانگی رخ میدهد.
هدف از زلال کردنِ هر یک از مراکز انرژی این است که این تلاقی بتواند در ارتعاشِ پرتوی نیلی رخ دهد، پس تماس با بیکرانیِ هوشمند حاصل آید و تمامی توهمات زایل شوند. در انرژیِ آزاد شدهای که به واسطهی این وضعیتِ آگاهی تولید میشود، خدمت به دیگران خود به خود رخ میدهد.
تمایزات فضا/زمان و زمان/فضا-آنطور که شما درکشان میکنید-به جز در تراکم سوم موثر نیستند. با این حال تراکماتِ چهارم، پنجم و تا حدی ششم درونِ نظامی دو قطبی شده از فضا/زمان و زمان/فضا کار میکنند.
محاسباتِ لازم برای انتقال از یک نظام به دیگری نسبتاً دشوار است. به همین دلیل به اشتراک گذاشتنِ مفاهیمِ عددی با شما برای ما بسیار دشوار است و ما از این فرصت بهره میگیریم تا این خواسته را تکرار کنیم که اعدادی که ما ارائه میکنیم را بسنجید و هر کدام که مشکوک بود را بپرسید.
آیا سوال کوتاهی هست که پیش از ترک این ساز بتوانیم پاسخش دهیم؟
چه کاری از ما بر میآید تا ساز راحتتر باشد یا تماس بهتر شود؟
را
من «را» هستم. همه چیز هماهنگ است. ما مسرورانه به شما تبریک میگوییم. تنظیمات رضایتبخش هستند.
شما را در عشق و در نور خالق یکتای بیکران ترک میکنم. پس در قدرت و آرامش خالق یکتا به پیش روید. آدُنی.