من «را» هستم. در عشق و نورِ خالق یکتای بیکران به شما درود می‌فرستم.

پیش از شروع درخواست داریم که دایره‌ را دور ساز راه بروید و سپس هر کدام از اعضای گروه حامی نفسشان را تقریبا در 76 سانتیمتریِ [دو و نیم فوتیِ] بالای سر ساز با قدرت بیرون دهند، سپس دوباره دایره دور ساز راه رفته شود.

[این کار طبق رهنمودها انجام شد]

من «را» هستم. ما قدردانِ همکاریِ مشفقانه‌تان هستیم. لطفاً تنظیماتِ عمودی را دوباره بررسی کنید تا پس از آن گفت‌وگو را شروع کنیم.

[این کار طبق رهنمودها انجام شد]

من «را» هستم. اکنون ارتباط ما برقرار است.

می‌شود بگویید که چه مشکلی پیش آمده بود و چرا لازم بود دایره را دوباره راه برویم و اینکه هدف از فوت کردن چه بود؟

من «را» هستم. این ساز در ابتدای زمان جلسه تحت حمله‌ی روانیِ بخصوصی قرار داشت. هنگامی که دایره را به منظور حفاظت راه می‌رفتید، کمی بی قاعده‌گی در کلماتِ بیان شده توسط مکانیسم‌های ارتعاشیِ شما برای مجموعه‌ی اصوات وجود داشت. این موجود از این گشایش بهره برده و شروع به کار بر ساز کرد که در آن هنگام، آنطور که این وضعیت را می‌گویید در خلسه بود. در نتیجه تحریفاتِ فیزیکیِ ساز به شیوه‌ای کاملا عکسِ معمول تأثیر می‌گرفت.

لذا دایره به شیوه‌ای مناسب راه رفته شد. نَفَسِ راست کرداری، فکر-شکل را بیرون راند و دایره دوباره پیموده شد.

این فکر-شکل چه ماهیتی داشت و به کجا وابسته بود؟

من «را» هستم. این فکر-شکل به گروه اوریون متعلق بود.

آیا این حمله موفقیت آمیز بود و توانست تحریفِ بیشتری در همتافتِ فیزیکیِ ساز ایجاد کند؟

من «را» هستم. درست است.

این تحریف چه ماهیتی دارد؟

من «را» هستم. این فکر-شکل جویای آن بود که از طریقِ کار بر تحریفاتِ کلیویِ ساز، به تناسخش پایان دهد. گرچه این تحریفات در سطحِ زمان/فضا تصحیح شده‌اند، برای کسی که می‌داند چطور قالب‌بندیِ زمان/فضا را از تحریفاتی جدا کند که دارند قالبشان را در فضا/زمان از دست می‌دهند، همان قدر آسیب‌پذیرند که پیش از به عبارتی درمان بوده‌اند.

این اتفاق چه تاثیر مضری بر ساز داشته است؟

من «را» هستم. کمی ناخوشی وجود خواهد داشت. با این حال ما خوش شانس بودیم که این ساز به خوبی کوک شده و بسیار پذیرای ما بود. اگر ما نمی‌توانستیم به ساز دسترسی یافته و به شما راهنمایی کنیم، حاملِ فیزیکیِ ساز به زودی بی‌دوام می‌شد.

آیا این حمله بر حاملِ فیزیکیِ ساز تاثیر ماندگاری خواهد داشت؟

من «را» هستم. گفتنش سخت است. باور ما این است که هیچ تحریف یا آسیبِ ماندگاری رخ نخواهد داد.

درمانگر قوی بود و پیوندهایی که تحریفاتِ کلیوی را دوباره قالب‌بندی می‌کردند، موثر بودند.

مساله‌ی موجود در این مرحله، دو شکل از پسماندِ آن چیزی است که برهه یا کار جادویی می‌گویید-یعنی تحریفاتِ درمانگر در برابر اقدامِ صورت گرفته بواسطه‌ی تحریفاتِ اوریون: تحریفاتِ درمانگر سرشار از عشقند. تحریفاتِ اوریون نیز از منظر جدایی خالصند. به نظر می‌رسد که همه چیز خوب است، به جز کمی ناخوشی که محتمل است و اگر تداوم بیابد، می‌بایست به آن رسیدگی شود.

آیا گشایشی که در دایره‌ی محافظ ایجاد شد، از سوی اوریون برنامه ریزی شده بود؟ آیا دقیقاً طوری برنامه‌ریزی شده بود که گشایشی ایجاد شود یا اینکه صرفا پیشامدی تصادفی بود؟

من «را» هستم. این موجود به اصطلاح مردمتان، مترصد بود که فرصتی را هدف بگیرد. کلمه‌ای که جا افتاد، پیشامدی تصادفی بود و از قبل طراحی نشده بود.

می‌توانیم توصیه کنیم که در به عبارتی آینده-طبق محاسبات‌تان از فضا/زمان- حین شروع جلسه‌، نسبت به این امر هشیار باشید که ساز احتمالا تحت نظاره است تا فرصتی بدست آید. بنابراین اگر در پیمودنِ دایره هر گونه نقصانی رخ داد، خوب است که بلافاصله تکرار شود. فوت کردن به سمتِ چپ نیز همواره اقدامی مناسب است.

می‌توانید کمی بیشتر توضیح دهید که منظورتان از فوت کردن چه بود؟ مطمئن نیستم که منظورتان را فهمیده باشم.

من «را» هستم. اگر دایره به ترتیبی غیر از ترتیبِ مناسب راه رفته شد، تکرارِ آنچه که در این جلسه به خوبی اجرا کردید، توصیه می‌شود.

اما به نظرم اشاره کردید که فوت کردن به سمتِ چپ انجام شود. می‌شود بگویید که منظورتان چه بود؟

من «را» هستم. همانطور است که کمی قبل محقق کرده‌اید، نفس از سمت راست به چپ، بالای سرِ ساز فرستاده می‌شود.

آیا کاری برای کمک به ساز از ما بر می‌آید تا بعد از خروج از خلسه، آثار این حمله بهبود یابند؟

من «را» هستم. اقدامات کمی هست که می‌توان انجام داد. می‌توانید مراقب باشد تا اگر تحریفات باقی مانده و سختی ادامه یافت، درمانگرانِ مناسب در دسترسِ این همتافتِ ذهن/بدن/روح قرار گیرند. احتمالا چنین نخواهد بود. نبرد همین حالا نیز با موفقیت به انجام رسیده است. هر کدامتان می‌توانید با ساز مشورت کنید تا به شیوه‌ای که مشخص شد، کارتان را ادامه دهید.

این درمانگران مناسب چه کسانی هستند و چطور کاری کنیم که ساز با آنها در تماس باشد؟

من «را» هستم. آنها چهار نفرند. اگر هر نوعی از سختی، به شکل تحریفی بدنی در ساز دیده شد، شخصِ معروف به دان و شخصِ معروف به جیم می‌توانند از طریقِ تمریناتی که در هر کدامشان رو به پیشرفت است، بر تحریفِ موجود در همتافتِ بدنیِ ساز کار کنند. اگر تحریف باز هم تداوم داشت، شخصِ معروف به استوارت می‌بایست ملاقات شود. در صورتی که تحریف بیش از یکی از چرخه‌هایی که شبانه‌روز می‌گویید، تداوم یافت، آنکه به داگلاس معروف است، می‌بایست ملاقات شود.

آیا ساز این افراد، یعنی استوارت و داگلاس را می‌شناسد؟ من آنها را نمی‌شناسم.

من «را» هستم. درست است.

آیا این تمامِ کاری است که ما برای کمک به ساز می‌توانیم انجام دهیم؟

من «را» هستم. درست است. می‌توانیم اشاره کنیم که هماهنگی‌ها و مراودات اجتماعی که عادتا در این گروه صورت می‌گیرد، محیطی مناسب فراهم می‌کند که هر کدام کارشان را به انجام برسانند.

چقدر برای گروه اوریون اولویت دارد که تأثیر تلاش‌های این گروه در این زمان و در سیاره‌ی زمین را کاهش دهد یا به کلی این گروه را بی‌تأثیر کند؟ می‌توانید این را به من بگویید؟

من «را» هستم. این گروه نیز همچون تمامی واسطه‌های مثبت و گروه‌های حامی‌شان، اولویت بسیار بالایی برای گروه اوریون دارد. تحریفاتِ بدنیِ این ساز از جمله تحریفاتش هستند که به راحتی گسسته یا ول می‌شوند و در صورت موفقیت گروه اوریون، همتافتِ ذهن/بدن/روحش را زایل می‌کنند. این گروهِ بخصوص یاد گرفته که چطور در طرح‌های مرتعشِ همتافتِ ذهن و همتافتِ روحش به عبارتی بی‌شکاف باشد. در دیگر واسطه‌ها ممکن است شکاف‌های دیگری آشکارتر باشند.

بیانی را مطرح می‌کنم و شما می‌توانید تصحیحش کنید. هدف گروه اوریون این است که افرادی که در راستای خودیاری قطبیت یافته‌اند را تا جایی که ممکن است، به ثمر برساند. بر اساس تحریفی از اصل یگانگی که اصل سردرگمی گفته می‌شود، این ثمردهی باعث خواهد شد که پتانسیل یا قابلیتی برای گروه اوریون ایجاد شود تا در زمینه‌ی آگاهی فعالیت کند. درست است؟

من «را» هستم. درست است.

آیا گروه‌های دیگری هم هستند که در مسیر خودیاری باشند و به صورت فلکی اوریون ملحق شوند؟ ساکنین صلیب جنوبی را مثال بگیریم. آیا آنها هم اکنون به کار بر همان نوع از ثمردهی در رابطه با سیاره‌ی زمین مشغولند؟

من «را» هستم. اینهایی از صلیب جنوبی که اشاره کردید، اعضای گروه اوریون هستند. با این حال طبق درک ما از جمله بندی شما، اینگونه نیست که گروهی متشکل از کهکشان‌های گوناگون به یک نام خوانده شوند. با این حال برتری با آن همتافت‌های حافظه‌ی اجتماعیِ سیاره‌ای است که به صورت فلکی موسوم به اوریون متعلق هستند و لذا آنها بر دیگر اعضا حکمرانی می‌کنند. شما می‌بایست به خاطر بیاورید که در تفکر منفی و در زمینه‌ی جدایی، همواره سلسله مراتب و قدرت علیه قدرت موجود است.

پس همتافتِ حافظه‌ی اجتماعیِ گروه اوریون از این طریق کسبِ قدرت می‌کند که موسم ثمردهی در زمین شامل بیشترین افراد با گرایش منفی باشد. آیا فرض من درست است که این قدرت در واقع قدرتِ کلِ همتافت است و سلسله مراتب تغییر چندانی نمی‌کند و آنهایی که در رأس هستند، بر اساس کلیتِ قدرتِ همتافتِ حافظه‌ی اجتماعی کسبِ قدرت می‌کنند؟ درست است؟

من «را» هستم. درست است. سهمِ بیشترِ قطبیت‌ به آنهایی می‌رسد که قوی‌تر هستند.

پس آنهایی که در رأس سلسه مراتبِ گروه اوریون هستند- بگذارید اول این سوال را بپرسم: آیا الآن داریم درباره‌ی گروهِ تراکمِ چهارمیِ اوریون صحبت می‌کنیم؟

من «را» هستم. گروه اوریون اعضایی از تراکم چهارم و اعضای کمی از تراکمِ پنجم دارد.

پس در رأس سلسله مراتبشان، اعضای تراکم پنجمی هستند؟

من «را» هستم. درست است.

چه هدفی- آن به عبارتی رهبر گروه، یعنی کسی که بین اعضای تراکمِ پنجمیِ اوریون بالاترین جایگاه را در رأس سلسله مراتب دارد، چه هدفی را دنبال می‌کند؟ می‌خواهم بدانم که طبق چه فلسفه‌ای اهداف و برنامه‌هایش را در آنچه ما آینده می‌گوییم، یا آینده‌ی خاص خودش، دنبال می‌کند؟

من «را» هستم. این تفکر برایتان نا آشنا نخواهد بود. بنابراین ما می‌توانیم درباره‌ی سرتاسر تراکمات صحبت کنیم، چرا که در این همبستِ فضا/زمان، سیاره‌تان کنش‌هایی چند با گرایش منفی دارد که در نوسان هستند.

فردی که در ابتدای تراکمِ پنجمِ منفی است، اگر گرایشش در این راستا باشد که به عنوان یک همتافتِ حافظه‌ی اجتماعی، انسجامش را حفظ کند، ممکن است که طبق اراده‌ی آزادش تصمیم بگیرد که مسیرِ خِرَد در این نهفته است که تمامی دگر-خودها طوری دستکاری شوند که همه به شکلی بسیار دقیق، ظریف و زیبا متناسب باشند. سپس او بواسطه‌ی حُسنِ قابلیت‌هایش در زمینه‌ی خِرَد، می‌تواند رهبرِ موجوداتی تراکمِ چهارمی باشد که از طریقِ کاوش در ابعادِ خاصِ عشقِ به خود و درک از خود، بر مسیرِ خِرَد گام بر می‌دارند. این افرادِ تراکمِ پنجمی خلقت را به عنوان چیزی می‌بینند که می‌بایست در آن نظم برقرار شود.

در رابطه با سطحی همچون این تراکم سوم در این موسم ثمردهی، چنین فردی مکانیسمِ فراخوانی را روشن‌تر می‌بیند و تحریفِ بسیار کمتری در راستای تاراج کردن یا فریب دادن بواسطه‌ی افکاری دارد که به موجوداتی با گرایش منفی داده می‌شود-هرچند که اجازه‌ی رخ دادنِ چنین چیزی و فرستادنِ افرادی کم خِرَدتر برای انجام این کار باعث می‌شود که اعتبار هر گونه موفقیت نصیبِ رهبران بشود.

موجودِ تراکمِ پنجمی می‌بیند که نور چه سختی‌هایی پیش می‌آورد و به این شیوه افرادی از ارتعاش چهارم را می‌فرستد تا برای یافتنِ هدفی ناگهانی مانند این گروه جستجو کنند. اگر آن به عبارتی وسوسه‌های تراکمِ چهارمی در راستای تحریفِ ایگو و باقی وسوسه‌های مشابه موفقیت‌آمیز نباشند، فردِ تراکمِ پنجمی سپس در راستای حذفِ نور اندیشه خواهد کرد.

می‌توانید توضیح دهید که وقتی این عضو گروه اوریون که کمین کرده و به دنبال فرصتی برای حمله می‌گردد، اینجا همراه ما است، از چه روش‌هایی برای آمدن به اینجا استفاده می‌کند و چه شکلی دارد و چطور منتظر می‌ماند؟ می‌دانم که این مساله خیلی مهم نیست، اما شاید دیدگاهی نسبت به موضوعِ صحبتمان به من بدهد.

من «را» هستم. موجوداتِ تراکمِ پنجمی بسیار نورانی هستند، هرچند نوعی از حاملیِ فیزیکی دارند که برای شما قابل درک است. طبق استانداردهای شما در زمینه‌ی زیبایی، این موجوداتِ تراکمِ پنجمی بسیار زیبا به نظر می‌رسند.

آنچه ارسال می‌شود، فکر است؛ چرا که فردی تراکمِ پنجمی محتملا در این دیسیپلین یا تکنیک خبره شده است. برای دیدنِ چنین موجودی ابزار چندانی یا هیچ ابزاری موجود نیست، چون بر خلافِ موجوداتِ تراکمِ چهارمی، فردِ تراکمِ پنجمی با گام‌هایی از جنس نور راه می‌رود.

این ساز در چرخه‌ی روزانه‌ی قبلی‌تان نسبت به سرمایی شدید آگاه بود و زمان بسیار بیشتری از آنچه طبق رویکردهای هر کدامتان به نظر مناسب می‌آید را در فضایی بسیار گرم سپری کرد. ساز متوجه این موضوع نشد، اما افتِ دمایی سوبژکتیو نشانه‌ای است از حضور فردی که منفی یا غیر مثبت یا تحلیل برنده است.

این ساز به واقع اشاره کرد که حسی از نوع ناخوشی دارد و پس از آنکه توسط گروه مورد رسیدگی قرار گرفت، توانست آن را برطرف کند. اگر آن ایرادِ تصادفی پیش نمی‌آمد، همه چیز خوب می‌بود، چرا که شما یاد گرفته‌اید که در عشق و نور زندگی کنید و به خاطر داشتنِ آفریدگارِ یکتایِ بیکران را نادیده نمی‌گیرید.

پس موجودی که امروز این حمله‌ی بخصوص را ترتیب داد، از تراکم پنجم بود؟

من «را» هستم. درست است.

آیا این عجیب نیست که فردی تراکمِ پنجمی به جای اینکه خادمی از تراکمِ چهارم را برای انجام این کار بفرستد، خودش به آن اقدام کند؟

من «را» هستم. درست است. تقریبا تمامیِ واسطه‌های مثبت و گروه‌های حامی‌شان ممکن است از طریق آنچه می‌توانیم وسوسه‌های ارائه شده از طریق فکر-شکل‌های منفیِ تراکمِ چهارمی بنامیم، با کاهشِ مثبت بودگی روبرو شوند. آنها ممکن است تحریفاتِ بسیاری را در راستای اطلاعاتی خاص یا در راستای بزرگ‌نماییِ خود یا در راستای شکوفاییِ سازمان به شیوه‌ای اجتماعی، سیاسی یا مالی پیشنهاد کنند.

این تحریفات تمرکز را از منبعِ عشق و نورِ یگانه آفریدگارِ بیکران بر می‌دارند، منبعی که ما همه پیام آورانِ فروتنش بوده و می‌دانیم که ما خودمان نیز چیزی جز کوچکترین بخش از خالق نیستیم، بخشی کوچک از کلیتی شکوهمند از هوشمندیِ بیکران.

آیا کاری هست که ساز بتواند انجام دهد، یا ما بتوانیم برایش انجام دهیم تا مشکلات ناشی از حسِ سرمای این حملات را نداشته باشد؟

من «را» هستم. بله.

به من می‌گویید که چه کاری از ما بر می‌آید؟

من «را» هستم. شما می‌توانید از تلاش‌هایتان برای اینکه واسطه‌هایی برای نور و عشق خالقِ یکتای بیکران باشید، دست بردارید.

آیا کاری بوده که من از آن غافل باشم و بتوان برای کمک به ساز در حین جلسه، قبل و بعدش یا کلاً در هر زمانی انجام داد؟

من «را» هستم. هیچ غفلتی در عشق و تعهد این گروه وجود ندارد. در آرامش باشید. این کار عوارضی در بر خواهد داشت. ساز این را با آغوش باز می‌پذیرد، وگرنه ما نمی‌توانستیم صحبت بکنیم.

پس در آن عشق و صلح بیارامید و هر طور که میخواهید، هر طور که آرزو دارید و هر طور که حس می‌کنید، کار کنید. هنگامی که این مهم محقق شد، بگذارید نگرانی پایان گیرد. عشق، شفابخشِ بزرگِ تحریفات است.

سوالی دارم که دیشب موریس از من پرسید و نتوانستم به شکل مناسبی پاسخش را بدهم. این سوال به ارتعاشاتِ تراکمات مربوط است. درک می‌کنم که تراکم اول از ارتعاشاتِ اتمیِ اصلیِ تشکیل شده و این ارتعاشات در طیف قرمز هستند. تراکم دوم در طیف نارنجی است و به همین ترتیب باقی تراکمات از ارتعاشاتی در طیف رنگ‌های بعدی تشکیل شده‌اند. آیا درست فهمیده‌ام که ارتعاشاتِ اتمیِ اصلی در سیاره‌ی ما هنوز در طیف قرمز است و در این زمان/فضا یا فضا/زمان، موجوداتِ تراکمِ دومی در حال حاضر هنوز در طیف نارنجی هستند؟ و اینکه هر تراکم به همان شکلی که در زمان فعلی در سیاره‌ی ما موجود است، ارتعاشِ هسته‌ای متفاوتی دارد یا که این بیان در کل نادرست است؟

من «را» هستم. این بیان دقیقاً درست است.

پس در این صورت همزمان با ورودِ ارتعاشاتِ تراکمِ چهارم، این سیاره می‌تواند پذیرای موجوداتی باشد که ارتعاشِ اصلیشان تراکم چهارمی است. در این صورت آیا ارتعاشِ اصلیِ این سیاره همچنان تراکمِ اولی خواهد بود؟ آیا همچنان موجوداتی از تراکمِ دوم در آن خواهند بود که ارتعاشاتِ تراکمِ دومی داشته باشند و آیا موجوداتی از تراکم سوم خواهند بود که ارتعاشاتِ تراکمِ سومی داشته باشند؟

من «را» هستم. این آخرین سوالِ کامل در این جلسه خواهد بود. انرژی موجود است، اما تحریفاتِ این ساز به ما نشان می‌دهد که با اجازه‌ی شما، کوتاه‌ کردنِ این جلسه مناسب خواهد بود.

البته.

شما می‌بایست زمین-آنطور که می‌گوییدش- را چنان ببینید که هفت زمین است. جایگاه‌های مرتعشِ قرمز، نارنجی و زرد موجود است و به زودی جایگاهِ مرتعشِ سبزی به طور کامل برای موجوداتِ تراکمِ چهارمی موجود خواهد بود و این موجودات آن را زمین خواهند گفت. طی تجربه‌ی تراکمِ چهارم، به دلیل عدمِ رشد موجوداتِ تراکمِ چهارمی، محیطِ سیاره‌ایِ تراکمِ سوم برای سکونتِ موجوداتِ تراکمِ سوم مفید نخواهد بود، چون آن موجودی که در ابتدای تراکم چهارم است، دقیقاً نخواهد دانست که چطور می‌توان این وهم را حفظ کرد که تراکمِ چهارم نمی‌تواند بواسطه‌ی هیچ کدام از ابزارهایی که در دسترس تراکمِ سومی‌هاست، دیده یا مشخص شود.

بنابراین در تراکمِ چهارم، همبست‌های انرژیِ قرمز، نارنجی و سبز در سیاره‌تان فعال بوده و همبست‌های نارنجی، آبی و نیلی بالقوه خواهند بود.

آیا در این زمان سوال کوتاهی دارید؟

کاری از ما بر می‌آید تا ساز راحت‌تر باشد یا تماس بهتر شود؟

من «را» هستم. همه چیز خوب است. شما بسیار وظیفه‌شناس بوده‌اید.

من «را» هستم. دوستان من، شما را در عشق و در نور خالق یکتای بیکران ترک می‌کنیم. پس شادمانه در شکوه و آرامش خالق یکتا به پیش روید. آدُنی.