من «را» هستم. در عشق و نور خالق بیکران به شما درود میفرستم. اکنون ارتباط ما برقرار است.
میتوانید ابتدا تجویزی از وضعیت ساز بکنید؟
را
من «را» هستم. انرژیهای حیاتیِ ساز تحریفی دارند که برای این همتافتِ ذهن/بدن/روح طبیعی است. به دلیل حملهی روانی، همتافتِ بدن در ناحیهی کلیهها و دستگاه ادراری تحریف شده است. همچنین تحریفی ادامهدار وجود دارد که دلیلش تحریفی است که آرتروز گفته میشود.
میتوانید انتظار داشته باشید که حملهی روانی مستمر باشد، چرا که مدتی است نیرویی با گرایش منفی این ساز را تحت نظر دارد.
آیا مشکل اولیهی ساز با کلیههایش که به حدود 25 سال قبل بر میگردد، ناشی از حملهی روانی بود؟
را
من «را» هستم. این فقط تا حدی درست است. در آن فضا/زمان مولفههایی از حملهی روانی در مرگ این بدن وجود داشت. با این حال در آن رخداد ارادهی ساز نقش همتافتِ مرتعشِ راهنما را داشت. این ساز میل داشت که این سطحِ وجودی را ترک کند، چرا که احساس میکرد نمیتواند خدمت کند.
پس میگویید که در آن زمان خود ساز مشکل کلیویاش را ایجاد کرد؟
را
من «را» هستم. میل این ساز به ترک این تراکم باعث شد که گاردهای دفاعیِ همتافتِ بدنش که پیش از آن نیز ضعیف بود، پایین بیاید و واکنشی آلرژیک آنقدر تشدید شد که موجب عوارضی شود که همتافتِ بدن را در راستای نا دوامی تحریف کردند.
هنگامی که ارادهی ساز دریافت که به واقع کاری در راستای خدمت هست که انجام گیرد، دوباره نقشِ عاملِ راهنما یا همتافتِ طرحهای مرتعشی را ایفا کرد که باعث شد همتافتِ بدن تسلیمِ انحلال پیوندهایی نشود که موجب سرزندگی هستند.
آیا دلیل اینکه ساز قبل از جلسه نیاز دارد به دفعات به دستشویی برود، حملهی روانی است؟
را
من «را» هستم. این به طور کلی درست است. ساز دارد تحریفِ پسماندِ موادی که ما برای برقراری این تماس استفاده میکنیم را حذف میکند. این پیشامدی متغیر است، بعضی اوقات قبل از جلسه شروع میشود و در باقی جلسات پس از تماس رخ میدهد.
در این جلسهی بخصوص، این فرد در حال تجربهی دشواریهایی است که قبلاً ذکر شد و باعث میشوند که آن تحریف/وضعیتِ بخصوص تشدید شود.
میدانم که قبلاً به این سوال جواب دادهاید، اما حس میکنم وظیفهام است که هر بار بپرسم تا شاید پیشرفت جدیدی رخ داده باشد. سوالم این است که آیا کاری هست که ما انجام نمیدهیم و به کاهش تاثیر حملات روانی بر ساز کمک میکند؟
را
من «را» هستم. در عشق و در ستایش و شکرگذاری نسبت به آفریدگار ادامه دهید. عشق، محافظِ عظیم است.
میتوانید تعریفی از انرژی حیاتی به من بدهید؟
را
من «را» هستم. انرژیِ حیاتی مجموعهی سطوحِ انرژیِ ذهن، بدن و روح است. بر خلاف انرژیِ فیزیکی، لازمهی انرژیِ حیاتی این است که مجموعههای درهمتنیده به شکلی مفید ارتعاش داشته باشند.
کارکرد اراده تا حدی نسبی میتواند جایگزین کمبودِ موجود در انرژیِ حیاتی باشد و این در جلسات قبلی-آنطور که زمان را محاسبه میکنید- در مورد این ساز رخ داده است. این توصیه نمیشود. با این حال در این زمان انرژیهای حیاتی در سطوح ذهنی و روحیِ ساز به خوبی تغذیه شدهاند، هرچند که در این زمان سطح انرژی فیزیکیاش به خودی خود پایین است.
آیا این حدسم درست است که انرژی حیاتی کارکردی از آگاهی یا سوگیریِ فرد نسبت به قطبیتش یا نسبت به وحدتِ کلی با خالق یا خلقت است؟
را
من «را» هستم. به معنایی غیر بخصوص، میتوانیم درستیِ بیانتان را تأیید کنیم. انرژیِ حیاتی را میتوان اینگونه دید که عشقی عمیق به زندگی یا تجربیاتش مثل زیبایی خلقت است و همچنین ارج نهادنِ دگر-خودها و تحریفاتِ موجود در ساختههای همآفرینان که زیبا هستند.
بدونِ وجودِ انرژیِ حیاتی، همتافتی فیزیکی که کمترین تحریف را دارد، از کار میافتد و از بین میرود. با وجود این عشق یا انرژی حیاتی یا شور و شوق، حتی اگر همتافتِ بدن بسیار تحریف شده باشد، فرد میتواند ادامه دهد.
در جلسهی قبل این واقعیت مطرح شد که در تراکم چهارم انرژیهای قرمز، نارنجی و سبز فعال میشوند و انرژیهای زرد، آبی و نیلی بالقوه میمانند. شما میگویید که هم اکنون انرژیهای سبز فعال شدهاند. این انرژیها طی 45 سال اخیر فعال بودهاند. ذهنم درگیر گذاری بوده که طی این مدت اتفاق میافتد تا انرژی سبز کاملا فعال شود و انرژی زرد از حالت فعال به وضعیت بالقوه برود. میخواهم بدانم در حالیکه انرژی زرد از وضعیت فعال به بالقوه تغییر میکند، ما چه از دست میدهیم و وقتی انرژی سبز به طور کامل فعال بشود، چه بدست میآوریم و این فرایند چیست؟
را
من «را» هستم. صحبت از به دست آوردن و از دست دادن در ارتباط با موضوعِ پایانِ چرخه و شروع چرخهی سبز بر کرهتان گمراه کننده است. این میبایست در پیشاپیشِ قوههای هوشمندی نگه داشته شود که یک خلقت موجود است و در آن هیچ چیزی از دست نمیرود. چرخههای پیش روندهای موجودند تا افراد از آنها استفادهی تجربی داشته باشند. حال به سوالتان میپردازیم.
همچنانکه چرخهی پرتوی سبز یا تراکمِ عشق و ادراک شروع به شکل گرفتن میکند، سطحِ پرتوی زرد یا همان زمینی که شما اکنون در رقصتان از آن برخوردار هستید، طی دورههایی چند از فضا/زمانتان خالی از سکنه خواهد شد تا فضا/زمانِ لازم سپری شود و موجوداتِ تراکمِ چهارمی بتوانند این قابلیت را فرا بگیرند که چطور حفاظِ بین تراکمشان با تراکم سوم را نگه دارند. پس از این دوره هنگامی خواهد رسید که تراکم سوم میتواند بر کرهی پرتویِ زرد چرخههایش را بگذراند.
همزمان کرهی دیگری در حال شکلگیری است که تا حد زیادی با پرتوی زرد همسان است. این تراکمِ چهارم با تراکمات اول، دوم و سوم همزیستی دارد و به واسطهی وجوهِ گردشیِ مرکزیِ اتمیاش، طبیعتی متراکمتر دارد. این موضوع قبلاً با شما بحث شده است.
موجوداتِ تراکمِ چهارمی که در این فضا/زمان متناسخ میشوند، از منظر تجربی از تراکمِ چهارم هستند، اما از آنجایی که میل دارند تولدِ تراکم چهارم بر این کره را تجربه کرده و به آن کمک کنند، در حاملهایی متناسخ میشوند که تراکم کمتری دارند.
میتوانید به این نکته توجه داشته باشید که افرادِ تراکمِ چهارمی سرشار از همدلی هستند.
خب ما اکنون چند دسته از افراد را داریم که در تراکم سوم بر زمین متناسخ شدهاند: یکی آن افرادی از تراکم سوم که از سیارهی زمین هستند و تعدادی تناسخ را اینجا گذراندهاند و به سه طریق به تراکم چهارم صعود میکنند: بعضیشان قطبیت مثبت دارند و برای تجربهی تراکمِ چهارم بر این سطح باقی میمانند، بعضی دیگر در قطب منفی ثمر میدهند و به سیارهی دیگری میروند و بقیه افرادی از تراکم سوم هستند که ثمر نمیدهند و به سیارهی تراکمِ سومیِ دیگری خواهند رفت. دستهی دیگر به گمانم مسافران سرگردان هستند و افرادی که در دیگر سیاراتِ تراکمِ سومی ثمر دادهاند و حالا به اینجا آمده و در قالب تراکمِ سومی متناسخ شدهاند تا همراه این سیاره به تراکم چهارم گذار کنند.
آیا این بیان من درست است؟
را
من «را» هستم. این بیان درست است، به استثنای نکتهای کوچک که میتوانیم به آن اشاره کنیم. آن افرادی که با گرایش مثبت ثمر میدهند، تحت این تاثیرِ سیارهای باقی میماند، نه بر سطح آن.
خب، اگر درست به خاطر داشته باشم، به نظرم گفتید که تعداد مسافران سرگردان حدوداً 600 میلیون است. آیا درست یادم است؟
را
من «را» هستم. تقریبا درست است. کمی بیش از این مقدار است.
آیا این مقدار شامل آن افراد تراکمِ سومی است که ثمر دادهاند و برای تجربهی تراکم چهارم به این سیاره میآیند؟
را
من «را» هستم. خیر.
تقریبا چه تعدادی از افراد در حال حاضر اینجا هستند که در تراکم سوم ثمر دادهاند و از سیارات دیگر به اینجا آمدهاند تا تراکم چهارم را تجربه کنند؟
را
من «را» هستم. این به عبارتی پدیدهای اخیر است و این تعداد هنوز از 350،000 نفر فزونی نمیکند.
خب این افراد در بدنِ ارتعاشیِ تراکم سومی متناسخ میشوند. دارم سعی میکنم بفهمم که این گذار از تراکم سوم به چهارم چطور اتفاق میافتد. یکی از این دسته افراد را مثال میگیرم که اکنون در بدن تراکم سومی است. پس از اینکه این فرد پیر شد، آیا برای انجام این گذار لازم است که بدن تراکم سومیاش بمیرد و بعد دوباره در بدن تراکم چهارمی متناسخ شود؟
را
من «را» هستم. این افراد آنهایی هستند که در آنچه میتوانید بدنِ دوگانهی فعال بگویید، متناسخ میشوند. خاطرنشان میشود آنهایی که این افرادِ تراکمِ چهارمی را به دنیا میآورند، طی دوران بارداری احساس عظیمی از به عبارتی تماس با انرژیهای معنوی و استفاده از آنها را تجربه میکنند. دلیل این امر الزامِ موجود برای تجلیِ بدنِ دوگانه است.
بدن انتقالی آن بدنی است که به عبارتی قادر است همزمان که جریاناتِ ورودی افزایش مییابند، مجموعههای ارتعاشیِ تراکمِ چهارم را ارج بنهد، بی آنکه بدنِ تراکمِ سومیاش مختل بشود. اگر فردی تراکمِ سومی از منظرِ به عبارتی الکتریکی کاملا نسبت به تراکمِ چهارم هشیار میبود، میدانهای الکتریکیِ تراکمِ سومیاش به دلیل ناهمسانی با تراکم چهارم از کار میافتادند.
در پاسخ به سوالتان دربارهی مرگ، این افراد طبق الزامات تراکم سومی خواهند مرد.
پس میگویید برای اینکه یکی از این افراد که بدنِ دوگانه دارند، بتواند از تراکم سوم به چهارم منتقل شود، بدنِ تراکمِ سومیاش میبایست فرایندی که ما مرگ میگوییم را بگذراند؟ درست است؟
را
من «را» هستم. ترکیبِ بدنِ تراکمات سوم و چهارم طبق الزامِ تحریفاتِ همتافتِ ذهن/بدن/روحِ تراکمِ سومی خواهد مرد.
ما میتوانیم به قلبِ سوالتان با اشاره به این نکته پاسخ بدهیم که دلیلِ چنین ترکیبی از فعالشدگیِ همتافتهای ذهن/بدن/روح این است که اینگونه افراد نسبت به ادراکات تراکمِ چهارمی هشیارند، در حالیکه افراد تراکم سومی به دلیل فرایند فراموشی نمیتوانند آن ادراکات را بیاد بیاورند. بنابراین برای فردی که به دگریاری گرایش دارد، تجربهی تراکم چهارم با کششی مضاعف در این راستا شروع میشود که فرد در محیطی پر از مشکلات در تراکم سوم سکنی گزیده و عشق و همدردیاش را پیشکش کند.
آیا هدف از انتقال به زمین، قبل از آنکه گذارش از تراکم سوم به چهارم تکمیل شود، این است که طی این فرایند ثمردهی تجربه کسب شود؟
را
من «را» هستم. درست است. این افراد از جمله مسافران سرگردان نیستند، از این نظر که این کرهی سیارهای، خانهی تراکمِ چهارمی آنها است. با این حال تجربهی این خدمت را تنها آنانی کسب میکنند که در تراکم سوم ثمر داده و نشان دادهاند که گرایش بسیار زیادی در راستای خدمت به دگر-خودها دارند. این یک مزیت است که فردی امکان یابد که چنین زود در تراکم چهارم متناسخ شود، چرا که در این موسم ثمردهی، کاتالیزورهای تجربی در زمینهی خدمت به دگر-خودها به وفور موجودند.
کودکان بسیاری در حال حاضر هستند که نشان دادهاند توانایی خم کردن فلز از طریق ذهن را دارند که پدیدهای تراکمِ چهارمی محسوب میشود. با این اوصاف آیا خیلی از این کودکان از همین دسته افرادی هستند که داریم دربارهشان میگوییم؟
را
من «را» هستم. درست است.
آیا دلیل اینکه این افراد، بر خلاف مسافران سرگردانی که از تراکمات پنجم و ششم به اینجا آمدهاند، میتوانند چنین کاری بکنند، این است که بدنی تراکمِ چهارمی برایشان فعال شده است؟
را
من «را» هستم. درست است. ذهن/بدن/روحِ مسافرانِ سرگردان برای تراکم سوم فعال شده است و آنها تابعِ فرایند فراموشی هستند که تنها از طریق کار و مراقبهی منظم قابل نفوذ است.
گمان میکنم دلیل این امر در وهلهی اول این است که افرادی که در تراکم سوم قابل ثمردهی بوده و اخیرا به اینجا آمدهاند، آنقدر به اندازهی کافی دیر به اینجا میآیند که آموزههایشان تأثیری بر به اصطلاح قطبیتِ موجود نگذارد. به این ترتیب آنها تحریفِ نخستین از اصل یگانگی را نقض نمیکنند، چون در حال حاضر کودک هستند و تا زمانی که گذار کاملا پیش نرفته باشد، آنقدر بزرگ نخواهند بود که به واقع بتوانند اثری بر هر نوع قطبیتی بگذارند.
اما مسافران سرگردانی که به اینجا آمده و سن و توانایی بیشتری دارند تا بر قطبیتیابی تأثیر بگذارند، برای تحقق این امر میبایست توانایی نفوذ در فرایند فراموشی را کسب کنند تا تاثیرشان در حدودِ تحریفِ نخستین باشد. درست است؟
را
من «را» هستم. کاملا درست است.
به نظرم میآید که با این حال بعضی از افرادِ ثمر دادهی تراکم سومی نسبتاً مسنتر هستند، چون بعضیها را میشناسم که بیش از 30 سال دارند و بعضی دیگر که بیش از 50 سالشان است و میتوانند فلز را خم کنند. با این اوصاف آیا افرادی هستند که بدنهای دوگانهی فعال نداشته باشند و به دلیلی بتوانند فلز را خم بکنند؟
را
من «را» هستم. درست است. هر فردی که بر اثر طراحیِ دقیق یا به شکلی تصادفی به درگاهِ انرژیِ هوشمند نفوذ کند، میتواند از نیروهای شکلدهندهی این انرژی استفاده کند.
بسیار خب. حالا همچنانکه این گذار ادامه دارد و به فعال شدنِ تراکم چهارم در زمین منتهی میشود، برای اینکه این کرهی تراکمِ چهارمی قابل سکونت باشد، لازم است که تمام بدنهای فیزیکیِ تراکمِ سومی فرایندی که ما مرگ میگوییم را بگذرانند. درست است؟
را
من «را» هستم. درست است.
پس آیا در این زمان ساکنینی در این کرهی تراکم چهارمی هستند که این فرایند را همین حالا هم گذرانده باشند؟ آیا سطح چهارم این کره جمعیتی دارد؟
را
من «را» هستم. این تنها در موردِ به عبارتی گذشتهی بسیار اخیر صادق است.
گمان میکنم که این جمعیت از سیارات دیگر آمده باشند، چون موسم ثمردهی در این سیاره هنوز رخ نداده است. پس این جمعیت از سیاراتی هستند که موسم ثمردهی قبلاً در آنها اتفاق افتاده است. درست است؟
را
من «را» هستم. درست است.
با این اوصاف آیا این افراد برای ما مرئی هستند؟ میتوانم یکی از آنها را به چشم ببینم؟ آیا او میتواند بر سطح سیارهی ما راه برود؟
را
من «را» هستم. ما در این باره صحبت کردهایم. این افراد در این زمان در بدنهایی دوگانه هستند.
عذرخواهی میکنم که در این مورد خیلی نادانم، اما درک این مفهومِ بخصوص برایم خیلی سخت است. میترسم که برای درکش لازم باشد سوالات احمقانهی زیادی دربارهاش بپرسم، اما [شنیده نمیشود] تا حتی ایدهای دربارهاش بگیرم.
پس همچنانکه کرهی تراکم چهارم فعال میشود، گرما تولید میشود. به گمانم این انرژیِ گرمایی فقط در کرهی تراکمِ سومی تولید میشود. درست است؟
را
من «را» هستم. این کاملا درست است. تحریفاتِ تجربیِ هر تراکم مجزا هستند.
پس در زمانی در آینده، کرهی تراکم چهارمی کاملا فعال خواهد شد. در مورد این کره چه تفاوتی بین کاملا فعال بودن و فعال بودنِ نسبی وجود دارد؟
را
من «را» هستم. در زمان فعلی درونریزهای کیهانی برای شکلگیری ذراتِ
مرکزیِ رنگِ حقیقیِ سبز مساعد بوده و بنابراین موادِ این تراکم در حال شکلگیری هستند. در این زمان ترکیبی از محیطهای پرتوی زرد و سبز موجود است که باعث میشود تولدِ انواعی انتقالی از تحریفاتِ انرژیِ همتافتِ ذهن/بدن/روح الزامی باشد.
هنگامی که رنگِ حقیقیِ سبزِ تراکمِ عشق به طور کامل فعال بشود، کرهی سیارهای جامد شده و به خودی خود قابل سکونت خواهد بود و زایشی که رخ میدهد، طی فرایندی از زمان دگرگون خواهد شد تا نوعِ مناسبی از حامل متولد شود که محیطِ سیارهایِ تراکمِ چهارم را کاملا ارج مینهد. در همبست فعلی، محیطِ پرتوی سبز تا حد بسیار بسیار بیشتری در زمان/فضا وجود دارد تا در فضا/زمان.
میتوانید تفاوتی که در مورد زمان/فضا و فضا/زمان میگویید را بیشتر توصیف کنید؟
را
من «را» هستم. ما برای آنکه شما درک کنید، از تعریفِ کارآمدِ سطوحِ درونی استفاده خواهیم کرد. میزان زیادی از ظرافت در این همتافتِ مرتعشِ صدا مایهگذاری شده است، اما به خودی خود شاید بتواند نیاز فعلی شما را پاسخ دهد.
بیانی را مطرح میکنم و شما میتوانید تصحیحیش کنید. وضعیتی که ما داریم این است که همچنانکه سیارهمان به واسطهی کنشِ مارپیچیِ کلِ کهکشانِ بزرگ، به شکل مارپیچ چرخانده میشود، یعنی همچنانکه چرخِ عظیم در آسمان میگردد، نظامِ سیارهایِ ما به موقعیتِ جدیدی چرخانده میشود و ارتعاشاتِ تراکمِ چهارم بیشتر و بیشتر شناخته میشوند. این ارتعاشاتِ مرکزیِ اتمی به شکل هر چه کاملتری شروع به آفریدنِ ارتعاشاتِ مرکزیِ پرتوی سبز میکنند-یعنی ارتعاشاتِ مرکزیِ سبز به شکلِ هر چه کاملتری کرهی تراکمِ چهارمی را کامل میکنند و به همین ترتیب همتافتهای بدنیِ تراکمِ چهارم را مهیا میکنند تا در آن کره سکونت کنند. درست است؟
را
من «را» هستم. نسبتاً درست است. مفهومی که تصحیح میشود، مفهوم همتافتهای بدنیِ تراکمِ پرتوی سبز است. این آفرینش تدریجی خواهد بود و شروعش با نوعِ تراکمِ سومیِ حاملِ فیزیکیتان است و در ادامه از طریق ابزارهای تولیدِ مثلِ بین جنسی و به واسطهی فرایندهای تکاملی، به همتافتهای بدنِ تراکمِ چهارمی تبدیل میشود.
پس آیا آن افرادی که دربارهشان صحبت کردیم، یعنی افرادی که در تراکم سوم قابل ثمردهی هستند و انتقال یافتهاند، همان کسانی هستند که همتافتهای تراکمِ چهارمیِ لازم را از طریق بازتولیدِ بینِ جنسی بوجود میآورند؟
را
من «را» هستم. درونریزهای همتافتهای انرژیِ رنگِ حقیقیِ سبز هر چه بیشتر شرایطی را میآفرینند که ساختارِ اتمیِ سلولها از نوعِ تراکمِ عشق باشد. آن همتافتهای ذهن/بدن/روحی که در این حاملهای فیزیکی سکنی میکنند، تا حدی از همانهایی خواهند بود که میگویید و همچنانکه موسم ثمردهی تکمیل میشود، آنهایی خواهند بود که تحتِ این تأثیرِ سیارهای ثمر دادهاند.
آیا وجهی ساعت گونه وجود دارد که با کل کهکشان عظیم و میلیاردها ستارهاش مرتبط است، به نحوی که همچنانکه میچرخد، باعث میشود تمامی این ستارهها و نظامهای سیارهای از تراکمی به تراکم بعدی گذار کنند؟ آیا شیوهی گذار بین تراکمات به این شکل عمل میکند؟
را
من «را» هستم. شما ژرف نگر هستید. میتوانید وجهِ ساعتگونهای سه بعدی، یا مارپیچی از بیپایانی را تصور کنید که توسط لوگوس به این منظور طرحریزی شده است.
به نظرم این تاثیر گرمازایی که در گذارِ تراکمِ سومِ ما به تراکم چهارم پیش میآید را لوگوس طرحریزی نکرده بود. درست میگویم؟
را
من «را» هستم. درست است، به جز در مورد وضعیتِ ارادهی آزاد که البته توسط لوگوس طرحریزی شده بود، چرا که او خودش مخلوقی از ارادهی آزاد است. در این اقلیم ممکن است رویدادها و وضعیتهای بیشماری رخ بدهد. نمیتوان گفت که آنها همه توسط لوگوس طرحریزی شده بودهاند، اما میتوان گفت که امکان یافتهاند تا آزادانه رخ بدهند.
به نظرم میآید که اثر گرمازایی که در این سیاره روی میدهد، همانند یک بیماری در بدن است و علت ریشهایِ بروزش نیز، مانند بیماری در بدن، پیکربندی ذهنی است. درست است؟
را
من «را» هستم. درست است، به جز در این مورد که مسئولِ ایجادِ این تحریفات در همتافتِ بدنِ کرهی سیارهایِ شما، پیکربندی روحیِ مردمتان و سوگیریهای ذهنیشان بوده است.
[بین پایان این پاسخ و شروع سوال بعدی 39 ثانیه وقفه هست.]
وقتی که تراکم سوم از وضعیت فعال بودن خارج میشود و به وضعیت بالقوه بودن در میآید، ما سیارهای خواهیم داشت که تراکمات اول، دوم و چهارم در آن فعال هستند. در آن زمان هیچ ارتعاشِ تراکمِ سومی در این سیاره فعال شده نخواهد بود. آیا این گمانم درست است که در حال حاضر تمامی ارتعاشاتِ تراکمِ سومی در این سیاره همان ارتعاشاتی هستند که همتافتهای بدنیِ افرادی مانند ما را میسازند و جمعِ کلِ ارتعاشاتِ تراکمِ سومی در این سیاره و در زمان فعلی همین قدر است؟
را
من «را» هستم. این آخرین سوال کامل در این جلسه خواهد بود. این ساز هنوز انرژی باقی دارد، چرا که آن را منتقل کرده است، اما نا آسوده است. ما نمیخواهیم ساز را تحلیل ببریم. میتوانیم بگوییم که به نظر میرسد که علی رغم حملهی روانی، ساز نسبت به جلسهی قبل در وضعیت بهتری قرار دارد.
در پاسخ به سوالتان، این گفته فقط در این مورد نادرست است که علاوه بر همتافتهای ذهن/بدن/روحِ تراکمِ سومی، مصنوعات، فکر-شکلها و احساساتی وجود دارند که این همآفرینان تولید کردهاند. این تراکم سوم است.
آیا پیش از آنکه این ساز را ترک کنیم، سوال کوتاهی هست که ما پاسخ دهیم؟
چه کاری از ما بر میآید تا ساز راحتتر بشود یا که تماس بهتر شود؟
را
من «را» هستم. شما وظیفهشناس هستید. همه چیز خوب است.
دوستان من، اکنون شما را در شکوهِ عشق و نورِ خالق یکتای بیکران ترک میکنیم. پس شادمانه در شکوه و آرامش خالق یکتا به پیش روید. آدُنی.